مراسم بزرگداشت توران میرهادی از سوی انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

pirhadi.jpgانجمن زنان پژوهشگر تاریخ ایران، مراسم بزرگداشت خانم توران میرهادی را برگزار می کند.

این برنامه چهارشنبه ۱۰ اسفند از ساعت ۱۶ تا ۱۹ در تالار امیر المومنین مرکز دایره المعارف اسلامی برگزار می شود. حضور در این برنامه برای همه علاقه مندان آزاد است.

 نشانی : دارآباد ، نرسیده به آجودانیه، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تالار امیر المومنین

کتابک

ویکی پدیا دانشنامه آزاد توران میرهادی را این گونه معرفی کرده است:


توران میرهادی با یکی از کودکان مدرسه? فرهاد در دهه? ????

توران میرهادی (خمارلو) ۱۳۰۶) استاد ادبیات کودکان، نویسنده و متخصص آموزش و پرورش یکی از شخصیت‌های برجسته فرهنگی است که بیش از شصت سال از زندگی‌اش را در گستره فرهنگ و ادبیات کودکان کوشیده و در این روند یکی از چهره‌های تاثیرگذار سده کنونی ایران بوده است. در این راه او به همراه همسر و همراهش محسن خمارلو با مدت ۲۵ سال مجتمع آموزشی تجربی فرهاد یا مدرسه فرهاد را از از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۹ اداره کرد که یکی از آموزشگاه‌های تجربی و الگوواره ایران بود که هدف‌ها و کارکردهای آموزش و پرورش مدرن در آن تجربه و ارزیابی می‌شد. همچنین او یکی از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک است[?] و از سال ۱۳۵۸ تا کنون سرپرستی تدوین و تالیف فرهنگنامه کودکان و نوجوانان را نیز برعهده داشته است.

زندگی و خانواده

توران میرهادی، از پدری ایرانی به نام سید فضل‌الله که ریشه و تبار تفرشی داشت و مادری آلمانی به نام گرتا دیتریش در شمیران به دنیا آمد. توران چهارمین فرزند این خانواده بود که روی هم پنج فرزند دختر و پسر داشتند. پدرش که دانش آموخته مهندسی مکانیک ماشین‌آلات و راه و ساختمان از آلمان بود،‌ یکی از تکنوکرات‌های برجسته ایران در دوره رضا شاه به شمار می رفت و در پروژه ساختمان و راه‌اندازی راه آهن سرتاسری ایران مورد اعتماد شاه بود. مادرش گرتا که دانش‌آموخته آموزش هنر از دانشگاه مونیخ بود، نقاش و مجسمه‌ساز بود. پس از مدتی زندگی در ایران، افزون بر خانه‌داری در هنرستان کمال الملک کار می‌کرد و به هنرجویان مبانی هنر و مجسمه‌سازی آموزش می‌داد. توران میرهادی از هنگام کودکی با دو فرهنگ آلمانی و ایرانی زیست و بزرگ شد.


آموزش و تجربه‌اندوزی

توران در سال ۱۳۱۱ آموزش بیرون از خانه را آغاز کرد. نخست برای شش ماه به مدرسه آلیانس فرانسه در خیابان ژاله تهران رفت. پس از آن با تصمیم مادر که آموزش با سه زبان آلمانی در خانه و فارسی و فرانسه در دبستان را برای او سخت می پنداشت، به دبستان آذر در سرچشمه تهران منتقل شد و سال‌های ابتدایی را در این دبستان به پایان برد. پس از آن در سال۱۳۱۷ به دبیرستان نوربخش در خیابان قوام السلطنه رفت و تا سال ۱۳۲۴ در این دبیرستان آموزش دید. با پایان دبیرستان در همین سال در رشته علوم طبیعی ( زیست شناسی ) دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همین دوره او نخست با جبار باغچه‌بان که طرح سوادآموزی بزرگسالان را پیش می‌برد، آشنا شد. حضور در کنار جبار باغچه‌بان به او اهمیت آموزش سواد پایه را یادآوری کرد. در کنار این کار او به عنوان دانشجوی آزاد به کلاس‌های درس محمدباقر هوشیار در دانشکده ادبیات می‌رفت که علوم تربیتی و اصول آموزش و پرورش درس می‌داد. تجربه‌هایی که او از این دو استاد به دست آورد سبب شد که تصمیم بگیرد در راهی دانش بیاموزد که علاقه‌اش را داشت. به این سبب از تحصیل در رشته علوم طبیعی انصراف داد و تصمیم گرفت برای آموزش در زمینه علوم تربیتی و روان‌شناسی به اروپا برود. نخست قصد رفتن به سوئد را داشت، اما در نهایت در پاییز ۱۳۲۵ از پاریس سردرآورد. در این هنگام یک سال از پایان جنگ جهانی دوم گذشته بود و اروپا ویرانه‌ای بود که از داغ جنگ و گرسنگی می‌سوخت. اراده توران برای آموختن سبب شد که این دشواری‌ها مانعی در راه هدف او نشود. خود را با وضعیت ناگوار پس از جنگ در اروپا سازگار کرد. با جیره خوراک روزانه می‌ساخت و حتا در پروژه‌های بازسازی بخش‌های گوناگون اروپا که با همیاری دانشجویان اجرا می‌شد مشارکت می‌کرد. با این هدف یک بار به هرزگوین و یک بار هم به کوه‌های تاترا چکسلواکی رفت و در بازسازی راه‌آهن آن مناطق شرکت کرد. این سفرها و دیدن چهره? اروپا پس از این جنگ ویرانگر چنان تاثیر عمیقی بر او گذاشت که از همان هنگام به نقش آموزش و پرورش در پاسداری از ارزش‌های انسانی یا ویران کردن آن پی برد. در این دوره او نخست رشته? روانشناسی تربیتی را در دانشگاه سوربن به پایان رساند و پس از آن رشته? آموزش پیش دبستان را در کالج سوونیه ادامه داد. شانس بزرگ او در این دوره این بود که توانست در کلاس‌های درس هنری والون که با ژان پیاژه دو غول روان شناسی و شناخت‌شناسی کودک در سده? بیستم بودند، حضور یابد. موضوع نظریه‌های رشد هنری والون و ژان پیاژه در این دوره حتا در اروپا تازه بود و میرهادی فرصتی نادر داشت که این دیدگاه‌ها را بیاموزد و در ایران به کار ببندد. در همین دوره بود که او در جریان آموزش‌های خود با آموزشگران بزرگ اروپا و امریکا همچون فریدریش فروبل، هاینریش پستالوزی، اوید دکرولی، جان دیوئی، سلستین فرنه و ماریا مونته سوری آشنا شد. در میان این استادان او بیش از دیگران به روش و رویکرد اوید دکرولی پزشک و آموزشگر بلژیکی گرایش نشان می‌داد و دلبسته آن شد. همچنین در شیوه اداره مدرسه او وابسته به نظریه‌های سلستین فرنه بود.


برگشت از اروپا و فعالیت‌های پراکنده

توران میرهادی در زمستان ۱۳۳۰ به ایران بازگشت. در آن هنگام ایران خود در در کشمکش نیروهای سیاسی و کشورهای قدرتمند جهانی گرفتار آمده بود. فضا برای فعالیت‌های فرهنگی مناسب نبود. نخستین کار او در این دوره حضور در کودکستان بهار و انتقال دانش و تجربه‌هایی بود که در اروپا آموخته و از آن سرشار بود. پس از چندی نیز در دبیرستان نوربخش که زمانی در آن درس خوانده بود، به کار آموزش زبان فرانسه پرداخت. اما این‌ها او را راضی نمی‌کرد. در این سال‌ها او مانند بسیاری از جوانان روشنفکر ایرانی که شیفته و نگران سرنوشت ایران بودند خود را درگیر جنبش ملی شدن نفت و پیامدهای آن کرده بود. در سال ۱۳۳۱ این فعالیت‌ها او را با جوانی به نام سرگرد جعفر وکیلی که از افسران روشنفکر زمانه خود بود آشنا کرد. این آشنایی به ازدواج کشید، اما پس از کودتای نفتی سال ۱۳۳۲ با اعدام این افسر جوان رشته زندگی مشترک کوتاه‌شان گسسته شد. میوه این زندگی پسری به نام پیروز است.


فعالیت در عرصه آموزش و پرورش

فعالیت متمرکز میرهادی در عرصه آموزش و پرورش از سال ۱۳۳۴ با پایه‌گذاری کودکستان فرهاد آغاز شد. پدر و مادرش پشتیبان‌های بزرگ او در این کار بودند. پدر محل کودکستان را که خانه‌ای خالی بود در اختیار او گذاشت و افزارهای آموزشی مانند نیمکت و غیره را برای او ساخت و مادر با گرفتن پروانه کودکستان به یاری او شتافت. محل این کودکستان ابتدا در خیابان ژاله تهران قرار داشت. طولی نکشید که روش کار میرهادی با استقبال والدین ایرانی روبرو شد و او توانست از سال ۱۳۳۶ دبستان فرهاد را در کنار کودکستان پایه بگذارد. از این دوره به بعد همسر دومش محسن خمارلو همکار و همراه همیشگی او در اداره کودکستان و دبستان شد. مدرسه راهنمایی فرهاد نیز از سال ۱۳۵۰ کارش را آغاز کرد. از سال ۱۳۵۶ این مجتمع که بیش از ۱۲۰۰دانش‌آموز داشت در ساختمانی بزرگ در خیابان سهروردی نزدیک سیدخندان به کار ادامه داد. در بیشتر سال‌های دهه۴۰ و ۵۰ مدرسه فرهاد به واحد تجربی تعلیمات عمومی تبدیل شد و پیشرفته‌ترین دیدگاه‌های درون آموزش و پرورش ایران نخست در این مجتمع بررسی و تجربه و در صورت کسب اعتبار در نظام آموزش و پرورش جاری می‌شد. مدرسه فرهاد از همان آغاز به صورت مختلط اداره می‌شد.


از پایه‌گذاران نظام نهاد کودکی در ایران

شکل‌گیری نظام نهاد کودکی در ایران مانند همه کشورهایی که این دوره را پیموده‌اند، فرایندی پیچیده و تودرتو را دربرمی‌گیرد. در ایران هسته‌های اولیه? این نظام از دوره مشروطه و با کوشش کوشندگان فرهنگ کودک در عرصه‌های گوناگون، بهداشت کودکی، آموزش و پرورش، حقوق کودک، ادبیات کودکان، زیست افزارهای کودکی آغاز شد و در عصر پهلوی اول با کوشش‌های بعدی کسانی مانند جبار باغچه‌بان، محمدباقر هوشیار و نام‌های بسیار دیگر در عرصه پزشکی و بهداشت و به ویژه جنبش زنان شکل اولیه خود را به دست آورد.

از دهه ۱۳۳۰ چندین عامل موازی به شکل‌گیری شتابان این نظام نهادین کمک کرد. نخست گسترش جامعه شهری ایران و تغییر نسبت جمعیت شهرنشین نسبت به جمعیت روستایی بود که روز به روز به سود جامعه شهری تغییر می‌یافت. در کنار آن با پایه‌گذاری صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) که پس از جنگ جهانی دوم برای کمک به کودکان جنگ‌زده پایه‌گذاری شده بود و کم‌کم با دور شدن از سال‌های جنگ، بهداشت و آموزش عمومی کودکان را هدف می‌گرفت و نقشی که در این زمینه در ایران برعهده گرفته بود، زمینه‌های تحول در درک از نهاد کودکی در جامعه فرهنگی و طبقات میانه جامعه جا می‌افتاد. همین دگرگونی‌ها سبب شد گروه‌های دانشگاهی و دانش‌آموختگان ایرانی در عرصه‌های گوناگون علوم زیستی و انسانی عوامل لازم برای استقرار و تثبیت نظام نهاد کودکی را در ایران پیدا کنند.

توران میرهادی در کنار نام‌هایی مانند لیلی ایمن، معصومه سهراب، توران اشتیاقی و بسیاری کسان دیگر که بیشتر هم از زنان دانش‌آموخته و فرهنگی جامعه ایران بودند، در سپهری که یک سوی آن دولت بود و سوی دیگر آن نهادهای اجتماعی و فرهنگی، گام به گام شالوده‌های نظام نهاد کودکی را می‌ریختند و پیش می‌بردند. این گروه در عرصه آموزش و پرورش در نقش مشاوران برجسته، به تحول نظام آموزشی کمک می‌رساندند، در عرصه ادبیات کودکان، ناشران بزرگ را تشویق به انتشار کتاب‌های کودکان می‌کردند، در گفت و گو و مشاوره با دولت سرانجام توانستند طرح راه‌اندازی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را که یکی از برجسته‌ترین و کاراترین نهادهای فرهنگی دوره پهلوی دوم بود، به تصویب برسانند. در عرصه آموزش کودکان روستایی با پایه‌گذاری سپاه دانش به آموزشیاران این نهاد آموزش و مشاوره می‌دادند و با فراگیر شدن آموزش ابتدایی و راه‌اندازی نشریه های پیک که شامل پیک دانش آموز، پیک معلم، پیک خانواده بود، توانستند محتوای آموزشی را با فعالیت‌های خلاق و فرهنگی پیوند دهند. همچنین این گروه با کار در نشریه‌های سرتاسری مانند روزنامه‌ها و مجله‌ها و رسانه‌های عمومی مانند رادیو و تلویزیون توانستند اندیشه تغییر نگاه به کودکان را در جامعه بزرگسالان جا بیاندازند.

تغییر نگاه بزرگسالان به کودکان سبب شد که نیازهای آن‌ها مانند بازی و سرگرمی و ورزش و همچنین زیست افزارهای ویژه کودکی به رسمیت شناخته شود و در این زمینه بازار گسترده اقتصادی ایجاد شود. همچنین فعالیت گسترده حقوقدانانی مانند مهرانگیز منوچهریان از چند دهه پیش‌تر و تاج زمان دانش در همین دوره سبب شد که در دهه ۴۰ دادگاه اطفال به جای دادگاه های عمومی و کانون اصلاح و تربیت به جای زندان‌های عمومی و پرورشگاه‌ها به جای بنگاه صغار بنشیند. چنین بود که از نیمه‌های دهه۴۰ به بعد با این کوشش‌ها جامعه ایران اندک‌اندک نگاهش را به کودکان و نیازهای آنان تغییر داد. روندی که همچنان در همه سطوح ادامه دارد.


ادبیات کودکان و نوجوانان

توران میرهادی سبب گرایشش به ادبیات کودکان را علاقه ای می داند که در کودکی و در خانواده پیدا کرد. دو کتاب به زبان آلمانی به نام فیدل استارماتس و مایا دختر گریزان از کندو داستان هایی هستند که برای یک عمر روی او تاثیر گذاشتند. داستان اول که سرگذشت پسرکی در جنگ جهانی اول است در او روحیه صلح طلبی و ضد جنک را پدید آورد و داستان دوم انگیزه های کار برای جامعه را در او کاشت. در کنار این ها خدمتکاران خانه برای او افسانه های و ترانه های عامیانه می گفتند که همواره منبعی سرشار از لذت و آگاهی را برای او می ساختند. میرهادی خود براین باور است که گروهی که به همراه او ادبیات کودکان را در ایران گسترش دادند، همگی در خانواده هایی رشد کردند که در آن ها کتاب هایی برای کودکان وجود داشت.

پس از آن توران میرهادی ادبیات کودکان را هنگامی از جنبه علمی و اجتماعی شناخت که در فرانسه بود. در این کشور و در چارچوب نظام آموزشی به نقش بدون جانشین ادبیات و هنر کودکان در رشد اجتماعی و فرهنگی کودکان پی برد و پس از آن هنگامی که به ایران برگشت، این تجربه ها را در قالب گفت و گوهایی با دوست دوران نوجوانی خود لیلی ایمن در میان گذاشت. پس از آن از سال ۱۳۳۲ این دو در کنار آذر رهنما که مجله سپیده فردا را منتشر می کرد قرار گرفتند و نتیجه کارشان این بود که در سال ۱۳۳۵ نخستین نمایشگاه کتاب کودک را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزار کردند. این نمایشگاه از آن جهت اهمیت دارد که موضوع کمبود کتاب کودک و کتابخانه های ویژه کودکان را به جامعه فرهنگی آن روزگار یادآوری کرد. پس از این کار بود که جنبشی در گسترش ادبیات کودکان راه افتاد که تا زمان پایه گذاری شورای کتاب کودک در سال۱۳۴۱ به طور غیر رسمی و پراکنده ادامه یافت.

راه اندازی شورای کتاب کودک در ایران به معنای رسمیت یافتن نهاد ادبیات کودکان در ایران است. از هنگام پایه گذاری این نهاد تا اکنون که نیم سده از این رخداد می گذرد، توران میرهادی نقش برجسته ای را در هدایت و راهبری ادبیات کودکان ایران در عرصه ملی و بین المللی داشته است. تسلط او به زبان های آلمانی، فرانسه و انگلیسی او را فراتر از مرزهای ملی برده است و همواره از او چهره ای فرامرزی ساخته است. توران میرهادی در سال های دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در کنگره های بین المللی ادبیات کودکان و ژوری جایزه جهانی هانس کریستین آندرسن مشارکت داشته است.


هدایت و راهبری فرهنگنامه کودکان و نوجوانان

ایده فرهنگنامه کودکان و نوجوانان به دومین سمینار ملی ادبیات کودکان که در سال ۱۳۴۶ در باشگاه معلمان برگزار شد باز می گردد.[?]. در این سمینار کسانی چون ایرج افشار، فریدون بدره ای، اسماعیل سعادت و توران میرهادی شرکت داشتند. همگی شرکت کنندگان در این سمینار بر تدوین و تالیف فرهنگنامه ای بومی که نیازهای کودکان و نوجوانان ایرانی را برآورده سازد، تاکید کردند. توران میرهادی این ایده را همواره در ذهن داشت تا این که در سال ۱۳۵۸ حرکت اجرایی برای تالیف و تدوین این اثر ملی با کمک های مالی محسن خمارلو آغاز شد. از آن پس تاکنون هدایت گروه تالیف و تدوین این اثر با توران میرهادی است و در کنار خود کسانی مانند نوش آفرین انصاری، ایرج جهانشاهی، هوشنگ شریف زاده، محمود محمودی، اسماعیل سعادت، و ایران گرگین را داشته است.
کتاب‌شناسی [ویرایش]

    * آن که رفت، آن که آمد. ت‍وران‌م‍ی‍ره‍ادی‌ (خ‍م‍ارل‍و)؛ نقاشی از مهرنوش معصومیان. تهران: فاطمی (واژه)، ????.
    * تعلیمات اجتماعی تاریخ، جغرافی و تعلیمات دینی چهارم دبستان. ت‍وران‌ م‍ی‍ره‍ادی‌، با همکاری لیلی آهی(ایمن)، ثمینه باغچه بان(پیرنظر)، علی اصغر مهاجر. تهران: وزارت فرهنگ ، ????.
    * تعلیمات اجتماعی سوم دبستان. ت‍وران‌ م‍ی‍ره‍ادی‌. تهران: سازمان کتابهای درسی ایران، وزارت آموزش و پرورش، ????.
    * تعلیمات اجتماعی و چهارم برای کلاس چهارم دبستان. ت‍وران‌ م‍ی‍ره‍ادی‌، با همکاری لیلی آهی(ایمن)، ثمینه باغچه بان(پیرنظر)، علی اصغر مهاجر. تهران: وزارت آموزش و پرورش، ]بی نا[.
    * ت‍وران‌ م‍ی‍ره‍ادی. ت‍وران‌ م‍ی‍ره‍ادی‌. ت‍ه‍ران‌: دی‍ب‍ای‍ه‌،???? .
    * ج‍س‍ت‍ج‍و در راه‍ه‍ا و روش‍ه‍ای‌ ت‍رب‍ی‍ت. ت‍وران‌ م‍ی‍ره‍ادی‌ (خ‍م‍ارل‍و). ت‍ه‍ران‌: آت‍ل‍ی‍ه‌،????.
    * دو گ‍ف‍ت‍ار: ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه‌ آم‍وزش‍گ‍اه‍ی‌ و ن‍ق‍ش‌ آن‌ در ای‍ج‍اد ع‍ادت‌ ب‍ه‌ م‍طال‍ع‍ه. ت‍وران‌ خ‍م‍ارل‍و (م‍ی‍ره‍ادی‌). [ب‍ی‌ ج‍ا: ب‍ی‌ ن‍ا]،???? .
    * راهنمای تدریس کتاب تعلیمات اجتماعی سوم دبستان.]تهران[: سازمان کتابهای درسی ایران، وزارت آموزش و پرورش، ????.
    * ف‍ره‍ن‍گ‍ن‍ام‍ه‌ ک‍ودک‍ان‌ و ن‍وج‍وان‍ان‌. پ‍دیدآورن‍ده‌ ش‍ورای‌ ک‍ت‍اب‌ ک‍ودک‌؛ زی‍رن‍ظر ت‍وران‌م‍ی‍ره‍ادی‌ (خ‍م‍ارل‍و)، ای‍رج‌ ج‍ه‍ان‍ش‍اه‍ی‌. ت‍ه‍ران‌: ش‍رک‍ت‌ ت‍ه‍ی‍ه‌ و ن‍ش‍رف‍ره‍ن‍گ‍ن‍ام‍ه‌ ک‍ودک‍ان‌ و ن‍وج‍وان‍ان‌،???? - .
    * فهرست کتاب‌های مناسب برای کودکان و نوجوانان. [تهران]: شورای کتاب کودک، ????.
    * ک‍ت‍اب‌ فارسی اول. م‍ول‍ف‍ان‌ ث‍م‍ی‍ن‍ه‌ ب‍اغ‍چ‍ه‌ب‍ان‌، ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر ش‍م‍س‌آوری‌؛ ه‍م‍ک‍اران‌ ت‍وران‌م‍ی‍ره‍ادی‌، ی‍ح‍ی‍ی‌ ف‍ی‍وض‍ات‌؛ ن‍ق‍اش‍ی‌ از م‍ح‍م‍د زم‍ان‌ زم‍ان‍ی‌، پ‍روی‍ز ک‍لان‍ت‍ری‌، ن‍ورال‍دی‍ن‌ زری‍ن‌ ک‍ل‍ک‌؛ خ‍طاطی‌ از س‍ی‍ف‌ ال‍ل‍ه‌ ی‍زدان‍ی‌. ت‍ه‍ران: ف‍ران‍ک‍ل‍ی‍ن‌، وزارت‌ آم‍وزش‌ و پ‍رورش‌ ، س‍پ‍اه‌ دان‍ش‌،???? ،???? .
    * ک‍ت‍اب‌ ک‍ار م‍رب‍ی‌ ک‍ودک‌: ب‍رن‍ام‍ه‌ ک‍ار س‍الان‍ه‌ م‍رب‍ی‌ در م‍ه‍د ک‍ودک‌ وک‍ودک‍س‍ت‍ان. ن‍وش‍ت‍ه‌ ت‍وران‌ خ‍م‍ارل‍و (م‍ی‍ره‍ادی‌). ت‍ه‍ران‌: آگ‍اه‌،???? .
    * گ‍ذری‌ در ادب‍ی‍ات‌ ک‍ودک‍ان‌. ت‍ال‍ی‍ف‌ ل‍ی‍ل‍ی‌ ای‍م‍ن‌ (آه‍ی‌)، ت‍وران‌ خ‍م‍ارل‍و(م‍ی‍ره‍ادی‌)، م‍ه‍دخ‍ت‌ دول‍ت‌آب‍ادی‌.-- ت‍ه‍ران‌: ش‍ورای‌ ک‍ت‍اب‌ ک‍ودک‌،???? .
    * م‍ادر و خ‍اطرات‌ پ‍ن‍ج‍اه‌ س‍ال‌ زن‍دگ‍ی‌ در ای‍ران‌. ت‍وران‌ م‍ی‍ره‍ادی‌ و س‍ی‍م‍ی‍ن‌ض‍راب‍ی‌. ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ق‍طره‌،???? .

گفتاوردها

    * «به نظر من هنوز باید امور فرهنگی بر بعد اقتصادی توسعه ارجحیت داشته باشد.»[?]
    * «بزرگترین خطری که امروز آموزش و پرورش کشور ما را تهدید می‌کند، عامل اسارت‌بار رقابت است که همه‌گیر شده‌است و با وجود این عامل، نمی‌توانیم انسانهایی سازنده را به جامعه تقدیم کنیم… بیایید این رقابت را به همکاری، همیاری و مشارکت بدل کنیم تا فرزندان ما بتوانند به حداکثر توانایی‌های خود برسند و احساس آرامش بکنند.»[?]

پانویس

   ۱. ? پوران فرخزاد
   ۲. ? کسانی که جامعه را می سازند.??.[=صفحه کتاب]
   ۳. ? خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام etemad وارد نشده‌است.
   ۴. ? شالبافان، محمدرضا. «در مراسم تجلیل از بنیانگذار مدرسه فرهاد عنوان شد؛ رقابت، مدارس را از کیفیت می‌اندازد». روزنامه قدس. بازبینی‌شده در ? اکتبر ????.

منابع [ویرایش]

    * میرهادی، توران. جستجو در راه ها و روشهای تربیت، دفتر نشر چاپ آتلیه، تهران ، ۱۳۶۲
    * توران میرهادی و سیمین ضرابی، مادر در ایران و پنجاه سال زندگی، نشر قطره، تهران ، ۱۳۸۳
    * محمدی، محمدهادی، توران دختر ایران ،‌ موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، تهران ۱۳۸۵
    * تاریخ ادبیات کودکان ایران، جلد پنجم، محمدهادی محمدی، زهره قایینی، نشر چیستا، تهران ، ۱۳۸۱، ص های ۲۱۳ تا ۲۱۷
    * کسانی که جامعه را می سازند: توران میرهادی، استاد برجسته ی آموزش و پرورش در ایران، نشر دیبایه، تهران ، ۱۳۸۶،
    * ویولت رازق پناه، زنده باد ایران، ناشر مولف، تهران ۱۳۷۸
    * شالبافان، محمدرضا. «در مراسم تجلیل از بنیانگذار مدرسه فرهاد عنوان شد؛ رقابت، مدارس را از کیفیت می‌اندازد». روزنامه قدس. بازبینی‌شده در ? اکتبر ????.
    * صادقی، محمد. «درباره کتاب «توران میرهادی»/پایه گذار فرهنگ و دانش». روزنامه اعتماد، ??/??/??. صفحه ?? (کتاب). بازبینی‌شده در ? اکتبر ????.
    * فرخ‌زاد، پوران. کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز). تهران: نشر قطره، ????. ???. ISBN ۹۶۴-۳۴۱-۱۱۶-۸.

پایگاه فرهنگ و ادبیات کودکان ایران زندگی نامه توران پیرهادی را این گونه نوشته است:

میرهادی، توران (خمارلو) ، ۱۳۰۶ش- .

نقش : استاد و کارشناس ادبیات کودکان/ نویسنده/ معلم/ مدیر مدرسه .

زبان فارسی

زندگینامه : در خانواده‌ای به دنیا آمدم که از دو فرهنگ متأثر می‌شد. مادرم آلمانی و پدرم ایرانی و هردو تحصیلکرده بودند. در خانه، ما با مادر به آلمانی صحبت می‌کردیم و با پدر به زبان فارسی. پنج خواهر و برادر بودیم و ضرورتاً کارهای خانه به عهده‌ی چند خدمتکار بود.

مادرم که موسیقی می‌دانست با ما اشعار و ترانه‌های ‌کودکان را به زبان آلمانی می‌خواند. قصه‌های برادران گریم را نقل می‌کرد و کتاب‌های تصویری کودکان آلمانی مثل Struwelpeter یا Moritz und Max را در اختیار ما می‌گذاشت. او با قصه‌های ساده شده‌ی انجیل به ما درس آلمانی داد و زمانی که خواندن و نوشتن آلمانی را آموختیم، کتاب‌های کودکان و نوجوانان آلمانی را در اختیار ما گذاشت، مانند کتاب فریدل اشتارماتس (Starmatz Friedl ) و مایا (Maya ).

بعدها ما خود با ادبیات آلمانی و آثار نویسندگانی چون گوته و شیللر آشنا شدیم‌. در این فاصله داستان‌های ماجرای May Karl‌، روزگار نوجوانی را بسیار هیجان‌انگیز کرد. خدمتکاران برای ما داستان‌ها و افسانه‌های عامیانه مثل حسن کچل، هفت درو بستی نمکی‌، یک درو نبستی نمکی،‌ قصه‌ی غول و دیو و در آخر قصه‌های امیر‌ارسلا‌ن می‌گفتند.

بزرگتر که شدیم برادرها، جزوه‌های‌ تارزان، نات پنکرتون، آرسن لوپن را کرایه می‌کردند. آن‌ها می‌خواندند و بعد من می‌خواندم.

بعضی وقت‌ها فیلم آن‌ها را نیز در سینما می‌دیدیم. در نوجوانی در دبیرستان مشغول خواندن کتاب‌های حسینقلی مستعان ‌شدم‌، شوریده، فتنه و ... یک روز برادر بزرگم آن‌ها را در دست من دید و یک جا همه را در بخاری ذغال سنگی سوزاند و مرا با کتاب‌های رمان واقعی آشنا کرد.

در دبیرستان آن قدر با زبان انگلیسی آشنا شده بودم که بتوانم "بر باد رفته" را در حد فهمیدن ماجراها بخوانم‌. پدرم به ادبیات فارسی علاقه‌مند بود. وقتی خواهر و برادر بزرگتر به سطح دبیرستان رسیدند، معلمی ‌برای ادبیات فارسی برای‌شان در نظر گرفت. آن دو در این زمینه از همشاگردی‌های خود جلو افتادند و حالا‌ در خانه ‌بحث از حافظ و سعدی و شاهنامه پیش می‌آمد.

مادر هم جلسه‌هایی با بعضی استادان ادب فارسی مثل دکتر رضازاده شفق ترتیب می‌داد. همین سبب شد که در یک تابستان خلا‌صه‌ی شاهنامه فردوسی کار محمدعلی‌ فروغی را بخوانم.

مادر کتابخانه‌ای هنری و ادبی داشت و پدر، کتابخانه‌ای فنی و مهندسی. ورق زدن کتاب‌های آن‌ها نیز از کارهای دایمی ما بود. اگر بخش آلمانی تجربه ما را کنار بگذارید، می‌توانم بگویم کودکان و نوجوانان تهرانی کم و بیش افسانه‌های ‌عامیانه را در خانه می‌شنیدند و پس از خواندن کتاب‌های درسی، مثل ما به جزوه‌های تارزان و ... روی می‌آوردند.

دخترها هم به کتاب‌های "شوریده" و امثالهم. کتاب‌های ژول ورن نیز به تدریج ترجمه می‌شدند. کتاب‌های‌ "پاردایانها"، "سه تفنگدار" هم در دست نوجوانان دیده می‌شد. ادبیات کودکان خود ما در حد امیرارسلان، حسین‌کردشبستری، "خواندنیهای کودکان افسانه‌هاست‌" (علینقی وزیری) مانده بود.

فکر می‌کنم صبحی تازه، کار خود را آغاز کرده بود. بارها عنوان کرده‌ام که دو کتاب "مایا" و "فریدل اشتارماتس"، در شکل‌گیری‌ اندیشه و احساس و بعضی‌ عقاید من مؤثر بوده‌اند. فریدل اشتارماتس داستان پسر کوچکی است که در جنگ جهانی اول، زمانی که شهر تخلیه می‌شد، گم‌ شد و سر از جنگلی درآورد. جنگلبانی او را یافت و از او همراه فرزندانش نگهداری کرد. فریدل بسیار دلبسته‌ی ‌لباس‌های دوران کودکی خود بود و حاضر نبود از آن‌ها جدا شود و نهایتاً با همین لباس‌ها توانست پدر و مادر خود را بیابد.

مایا هم داستان زنبور عسل بازیگوشی است که از کندو می‌گریزد تا به سیر و سیاحت بپردازد. پس از ماجراهایی اسیر زنبورهای بزرگ می‌شود. سپس برای نجات کندوی خود از حمله زنبورهای خرمایی فرار می‌کند و خود را به موقع برای اعلا‌م خطر به کندو می‌رساند.

در پاییز ۱۳۲۵ به فرانسه رفتم. در آغاز در رشته روان‌شناسی تربیتی در سوربن تحصیل کردم و سپس ‌همراه آن در رشته آموزش پیش از دبستان و ابتدایی در کالج سوینه پاریس مشغول تحصیل شدم. بزرگترین دستاورد تحصیلی من، دستیابی به نگرش دیگری به آموزش و پرورش به طور کلی است‌: آموزش‌و پرورش آزاد از قید و بندهای سیاسی حکومت‌ها

کتابشناسی آثار (کتاب) : ج‍س‍ت‍ج‍و در ر‌ا‌ه‍‍ه‍‍ا و روش‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ت‍رب‍ی‍ت / دو گ‍ف‍ت‍‍ار / گذری در ادبیات کودکان

کتابشناسی آثار (متن نشریه) : " استفاده از طرحهای قصه های عامیانه در افسانه های نو " / " استفاده از طرحهای قصه های عامیانه در افسانه های نو " / " انتقاد کتاب اطفال : حساب مصور " / " انتقاد کتاب نوجوانان : نخستین روزهای جهان، نخستین مردم جهان " / " جادوگر شهر زمرد "

پرینت گرفته شده از :
http://www.iranzanan.com/first_point/002791.php